های..hi

***              ***                 ***

کوچک که بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم اکنون که بزرگيم چه دلتنگيم کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد

***              ***                 ***





سلام دوستای خوبم.
امیدوارم طاعات و عباداتتون مورد قبول حق قرار گرفته باشه.
دیدم اینجا سوت و کور شده
باز گفتم پیش دستی بکنم
هم بگم که من برگشتم
هم یه پست بزنم اینجارو شلوغش کنم...!!!

انا انزلناه فی لیلة القدر

شب قدر

                              از عرش صدای ربنا می آید

                             آوای خوش خدا خدا می آید

                            فریاد که درهای بهشت باز کنید

                             مهمان خدا سوی خدا می آید

 

آره من شمالي هستم ...

 

گفتم از سياهي نيستم... گفتم از سپيدي نيستم

گفتم آنچه از خودِ من در خودِ من ديدي نيستم

 

از نواحي شمالُ جلگه هاي سبز و خيسم

مثل بارون سادگيمو رو تن گل مي نويسم

 

يه سلام گرمي دارم ... كه ميلرزونه صداتو

درياي سخاوتم من ، پر كن از من كوزه هاتو

 

حس دستاي غريبم .... حس گندوم و برنجه

خونم از خاك و سبزه ... دست من صندوق گنجه

 

آره من شمالي هستم ... بوي بارون ميده دستم

آره من شمالي هستم .... واسه ايران زنده هستم

 

خاكم از جاييكه دريايه پيرش ، يادگاري از زمونهاي قديمه

جاييكه خواستن و خوشبختي و موندن ، يه آلونك يه چراغُ و يه گليمه

 

جاييكه معجزه ي ساده ي بارون ... عطر نارنج  ميبخشه به تن خاك

جاييكه ديدنيه صبح و غروبش ... روي ساحل روي ماسه هاي نمناك

 

آره من شمالي هستم ... بوي بارون ميده دستم

آره من شمالي هستم .... واسه ايران زنده هستم

خواننده : عماد رام

 

بیانیه شماره 1

بیانیه شماره ۱ مدیریت وبلاگ مازنی ها

با سلام و عرض احترام بدینوسیله اعلام میدارم که عضو محترم شورای مرکزی وبلاگ مازنی ها، چشمک ( بابلی صادراتی) تا اطلاع ثانوی از حضور در نت معذور بوده و قویاً اعلام میدارم که این قضیه هیچگونه ارتباطی با ازدواج و مسائلی اینچنینی نداشته و ندارد. بدیهی است که هرگونه اعلام نظر و شایعه پراکنی در این باب از طریق مراجع قانونی قابل پیگیری میباشد.

                                                                مدیریت وبلاگ مازنی ها

 

ماه تیسا ( کیجا بابلی)

سلام دوستای گل مازنی...

 

خوب هستنه آیا که؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

این اولین پست من تو این وب هست دوست نداشتم

این جوری با این متن بیام ولی خوب مجبورم دیگه...

فکر کنم همه دیده باشید وب آرش رو هک کردن نامردا

به همین منظور امروز جمعه را عزای بلاگفا اعلام میدارم

تا همه در غم از دست دادن شوپه سهیم باشیم

امیدوارم شوپه دو زودتر راه اندازی شود تا ما خوشحال و خندان

شویم ....

 

پ.ن...جمعه شب افطار به صرف آبگوشت و چای و زولبیا و بامیه

منزل آرش دعوتین همتون..به آرش نگین شما رو دعوت کردمااا

خودش خبر نداره میخوام سوپریز بشه...

 

پ.ن..۲..هر کسی وب آرش رو هک کرده ایشالا وه ره

تخته سر بشورن ایشالا ونه عزا خانه بوریم اما بخریم

ایشالا خیر نوینه شه جوونیه دست...دیگه همینا ونه  وسه

گناه دارنه شاید جوون بواشه آرزو دارنه کوفت بیره وره

از بیکاری مردم وب ره هک کرد ....

 

با آرزوی موفقیت برای شوپه دو

کلارو(4)

دره ره دس گینی خدای امید

خدای جا خوانی نواشی نومید


دره دوشا نون و چائی سبد مشت

اتی جر شوننه اتی بی سر دشت


کسو چنگ گیتنه بینج تاشی روز

چش بینج تیم شیه حسری داشتا سوز


کسو چنگ را اشتنه آلم سر

نصف این آلم سر نصف ره انور


د روز دیبو افتاب خشک بییه کسو

ونسه کردسه چش امو سو



1-خدایا، امروز به امید تو داس ب دست گرفتم تا کار درو را آغاز کنم،از تو می خواهیم هیچ مسلمانی را ناامید نکنی.


2-داس را بر دوش می گذارند و چاشت را داخل سبد ، بعضی ها سرزمین کشاورزی (جر)و بعضی (بی سر دشت) می روند.


3-روز درو کردن که شالی را چنگ چنگ میبستند دانه های شالی به چشمان درو کننده میخوردو چشمشان سوزش میگرفت.


4-چنگ درو کرده شالی را روی ساقه بریده شده میگذاشتند برای اینکه روی ساقه ها محکم شود

تا خشک گردد شالی بسته شده را نصف روی یک ساقه نصف دیگر را روی ساقه ای دیگر قرار می دادند.


5-اگر دو روز این سالی درو شده تو افتاب می ماند خشک میشد،کشاورز این چنگ هایی که درو کرده و روی ساقه ها جا داده را هر ده یا پانزده تا جمع میکردو با هم به صورت یک دسته بزرگ می بست این موقع شالیکار روشن میشد.


هويجوري پست زدم قبلي سنگين شده بود!!! اتا مازني... سعيد بيكار

هركي گنه مرديمه بيه درون بييره ... سالار و صحراييمه بيه درون بييره ...

خانم و خواهريمه بيه درون بييره ... دعوت به مازنيمه بيه درون بييره ...

عاشق واقعيمه بيه درون بييره ... طرفداره شاديمه بيه درون بييره ...

همه جوونا ره بوين بيين درون بييرن ... كل رفيقا ره بوين بين درون بييرن ...

غريب وآشنا ره بوينن بيه درون بييره ... خوشگل ريكا ره بوين بيه درون بييره ...


پ.ن: خوشگل ريكا كسي نيس جز (آرش)

من عاشق ايران و ايرانيمه ... دل بونه پاره

مازندارن، شهر شيرگاهيمه ... دل بونه پاره

وچه سيد شاهكلاييمه ... دل بونه پاره

دانشجوي بيكار، درويشيمه ... دل بونه پاره

پ.ن: اينم واسه دل خودم نوشتم!


رسومات مازني ها در رمضان... اتا مازني - سعيد خي گلك!!!

ماه قرآن، ماه میهمانی خدا، ماه خوبی‌ها،

ماه شب‌های قدر، ماه دعا و نیایش ها ميباشد.

ایرانیان نیز همچون دیگر مسلمانان جهان

با انجام برنامه‌های ویژه مذهبی به میهمانی این ماه رفته‌اند.

دانلود برنامه جاوا براي دعاها وزيارات ماه رمضان


ثبت آداب و رسوم ماه مبارك رمضان

در فهرست میراث معنوی كشور نشان از اهمیت این فرهنگ در میان ایرانیان دارد.
كه هر كدام به نوعی و با توجه به خاستگاه اعتقادی و آیینی خود این روزها را گرامی می‌دارند.

بسیاری ازمردم مازندران برای برآورده شدن آرزوها و ارتباط معنوی با خدا 3 روز مانده به ماه مبارك رمضان را روزه می‌گیرند.

در مازندران افرادی كه حاجتی داشته باشند برای برآورده شدن آن نذر ختم انعام می‌كنند.

و برای این كار از كسانی كه در قرائت قرآن تبحر دارند دعوت می‌كنند و به هنگام خواندن قرآن مقداری نمك،

چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می‌گذارند و در مجلس قرار می‌دهند.

پس از خواندن سوره انعام، افراد روزه خود را با غذاهایی كه در سینی قرار دارد باز می‌كنند.

و نان‌های باقی‌مانده را به‌عنوان تبرك در سفره نان قرار می‌دهند تا بركت پیدا كند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن می‌كند.

قدیم در مازندران رسم بود افرادی كه فرزند پسر می‌خواستند نذر می‌كردند.

كه در طول ماه مبارك رمضان مردم را برای خوردن سحری بیدار كنند،

به این صورت كه یك پیت حلبی خالی به گردن خود می‌آویختند و با چوب به آن ضربه می‌زدند.

تا مردم برای سحری بیدار شوند كه البته این رسم‌ها هم‌اكنون از بین رفته است.

نذر حلوا از دیگر نذورات مردم این منطقه است كه در شب 15 ماه مبارك رمضان.

همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع) زنان به‌عنوان نذر ، قند، چای، خرما و زغال به مسجد می‌برند.

كه این كار تا پایان ماه مبارك رمضان ادامه دارد.
همچنین در كنار این مواد حلوا، آش، زولبیا و بامیه سنتی، فرنی، آبگوشت و باقلای پخته با پلو به میان روزه‌داران می‌برند.

در ساری در زمان افطاری هر كسی كه نذر داشت مجمعه‌ای از تمام نذورات خود را به‌عنوان افطاری درست می‌كرد و به زندان شهر می‌برد.
كسانی كه در مازندران برای نخستین بار به سن تكلیف می‌رسند و روزه می‌گیرند.

تا زمانی كه از جانب بزرگ‌ترها به‌عنوان روزه‌سری هدیه‌ای نگیرند، افطار نمی‌كنند.

معمولاً این هدایا شامل چادر نماز و طلاجات برای دختران، پول و انواع نقره‌جات قدیمی برای پسران است.

مازندرانی‌ها بر این اعتقادند كه سحر را نمی‌خوابند زیرا نماز نافله شب می‌خوانند.

و به‌ویژه مناجات حضرت امیر در مسجد امیر را به نام مولا یا مولا زمزمه می‌كنند.

منبع: hamshahrionline.ir

دیدم اینجا سوت و کوره!!گفتم چندتا عکس باحال بزارم...همین

سلام بر امه وچون .خارنی؟ خشنی ؟ سلامت هستنی؟

خب خدارو شکر...

دیدم اینجا یه کم سوت و کور شده .واسه همین گفتم یه پست بزنم.

چندتا عکس از مناظر شمال پسردایی ام فرستاده که براتون میزارم ببینید..

(منم که دلم غش و ضعف میره واسه شمال.گفتم بزارم تا همیشه به یاد شمال بیفتم.گرچه بیشتر شماها اونجایین و براتون عادیه..!!ولی من عاشق مازندران هستم و همیشه از دیدنش لذت میبرم.واقعا بهشته.)



1*این عکس شالیزارمون هست واقع در بابل


2*اینم موقع برداشت محصوله(همون بینج تاشی.قابل توجه دادا سعید.منم بلدم بتاشم.فکر نکن فقط شما پسرا بلدید.نا سلامتی هرچی باشه بچه کشاورزم هستما..!!)


3*اینم یکی از گلهای قشنگ باغچه دایی ام هستش(همون نگار اینا..)


4*اینم نهالستان دایی امه.(بازم همون بابای نگار)


5*اینم گوساله دایی ام اینا هستش.خیلی دوسش می دارم.نازه.


6*اینم یه پروانه خوشکل.


7*اینم ته تی پرتقال هستش.خیلی قشنگه  شکوفش..


سلام سلام ... مازني ها مثل قبله ... اتا مازني - سعيد

خشكه دار بيمه وا سر بيشه بانو جان

نا مه سر معلوما نا مه نه ريشه بانو جان

مه ره بتاشينه قيلونه شيشه بانو جان

مه سر تش دره سوزمه هميشه بانو جان

دله من دود و تنباكو سياهه بانو جان

اگه درو گمه قيلون گواهه بانو جان

اگه درو گمه قيلونه بشكن بانو جان

ببينين ني قيلون چه سياهه بانو جان


جان پير مگه من نيمه ته دتر بانو جان

مگه من ندامه بوي ته مادر بانو جان

مه ره بيتي هدايي دسته كافر بانو جان

مه زندگي روز به روز بونه بدتر بانو جان


سر راهم دكاشت نه يه درختي بانو جان

زير سايه نيشت مه گاهي وقتي بانو جان

بادي آمد اين را از ريشه كندي بانو جان

مه كم طالع يا مه كور بختي بانو جان


ته وسه يك خوشه انگور بهيمه بانو جان

ته وسه شه ولايت دور بهيمه بانو جان

اتا حرف بزوهي مجبور بهيمه بانوجان

ته وسه من زنده به گور بهيمه بانوجان

ته وسه من خنه نشين بهيمه بانو جان

انگشتر بيمه بي نگين بهيمه بانو جان

از عشق تو دلبر عجين بهيمه بانو جان

ديگر از زندگي بد بين بهيمه بانو جان


اگه توبه نيبو اين بخت و اقبال بانو جان

مريض بيمه خدا شفا ره بيار بانو جان


ته وسه مه ره صحرا چو بزونه بانو جان

اينجه نزونه كه پشت كوه بزونه بانو جان

عزيز بمردونا درو بزونه بانو جان

بنوم بر سر من نا تو بزونه بانو جان...

پ.ن: هر عزيزي ترجمه اين شعرو بلده خوب ترجمش كنه...

البته پليز! ببخشين لطفن! فداي همتون... آقايون هم ماچ...

کلارو(3)


حسین گنه جان قدر هم ره بدونین

باهم شاد باشین، دیر غم ره بدونین

بمرد روز برمه زاری چه چاره

زنه هسنی چش نم ره بدونین

***

نماشتر بونه افتاب خوی وقت

آدم غریب نماشتر یا چه سخت

مال و سرمایه همه دنیا ره بیره

گمون نکنین خاطر جما دل تخت

***

آدم که مینه یک زر ونه کفنه

ندومبه چسه شه کش دنیار ونه

دونه آدمی که آخرش به خاک

خاک سر در انه رسنه تنه

***


1-حسین (ع) میگوید:به همدیگر احترام بگذارید و با هم غم و شادی کنید.

زیرا بعد از مرگ هرچه زاری کنید هیچ فایده ای ندارد.

بهتر آن است که در این دنیا اشک همدیگر را بفهمید و چاره ای بیندیشید.


2-غروب، وقت خوابیدن آفتاب است.هنگام غروب برای فردی که در غربت به سر میبرد بسیار سخت است.

اگر ثروت دنیارا هم داشته باشد تصور نکنید که خاطرش جمع و دلش آرام است.


3-انسانی که میداند زمان مردن مردم یک زر کفن بیشتر با خود نمی برد چرا در این دنیا حرص و طمع دارد.


*****

پ.ن=سلامی گرم به همه دوستای مازنی گل و با مرام و معرفت خودم

واقعا نمیدونم باید چی بگم

میدونم از دست من کلی شاکی شدید

نظراتونو خوندم و شرمنده که با رفتنم ناراحتتون کردم

ولی لازم بود برام باید میرفتم.

ولی الان اومدم و سعی میکنم مثل گذشته ها بیشتر بیام و بهتون سر بزنم

تا جبران بشه و از شرمندگیتون در بیام

واقعا نمیدونم چی بگم..فقط  میتونم بگم شرمنده...همین..

و اینکه خیلی دوستون دارم و از اینکه دوستای گلی مثل شماها دارم به خودم افتخار میکنم.

داداش سعید من تازه امروز اومدم نشستم نظرات مازنی هارو خوندم

حتی نظرات وب خودم رو درست نخوندم که برم جواب بچه ها بدم.!!

ماه تیسا گفتی بی مرفتم ولی اینطور نیست

اون موقع که بودم شاهد بودی که کم نمیذاشتم و به همتون سر میزدم

خب به خاطر یه سری مسائل که طولانی هم شد نتونستم یه مدت بیام دیگه.

مهم اینه که الان اومدم و میخوام  پیشتون بمونم.

دادا آرش و ابجی نرگس و بانو و 2تا عاطفه ها و آیدا و دادا احسان و

همه کسائیکه که به یادم بودن و سراغمو میگرفتن

از همتون واقعا ممنونم..

توضیح خاصی ندارم فقط باید یه تغییرو تحولی تو زندگیم ایجاد میشد

که خدارو شکر داره انجام میشه

برام دعا کنید

و اگه تو این مدت اذیتتون کردم و ناراحت شدید معذرت میخوام.حلالم کنید.

دیگه این حرفارو بزارید کنار و بیایید خوب باشیم باهم.

به معنی شعری که نوشتم توجه کنید.جالبه.


آقا سلام، سلام آقا، آقاي مهربوني...

تو تكه تكه نبودي ولي چرا حالا...

نمي شناسمت اين جا در اين حوالي؟

شناسنامه ي تو شاه نامه ي ما شد...

تو هفت خان مرا فتح كرده اي جايي...

پر و بالت وا نشد چنان كه مال من شد...

چه بال سوخته اي و چه سرخ پر هايي؟

تو ابتداي طلوعي در اين غروب كثيف...

به روز مرگي ام تو ظهور فردايي...

تو متهم به دفاعي، ولي چرا حالا؟

تو مسخره شدي و نديدي زير پاهايي...

استخوان تو اين روز ها گلو گير است...

چون آب از سر ما هم گذشته تا جايي...

با نيامدنت ديگر گوش هام پر شده از ...

هزار و سيصد و هشتاد و هشت(نمي آيي)...


پ.ن: عزيزان همه هستند... هر كي هم نيست نباشه...

مهم اينه كه عزيزاني كه هستند باشند...

(دقيق بيتني چي بتمه كه)

ماه تيسا من ديگه سخت نمي گيرم... نرگس جان اين منم ديگه(سعيد بيكار)

آرش زير كامنت مي دي؟ اگه نمي دي بگو من بعضي صبح ها بيكارم...

در ضمن احسان خان داداشي خيلي مي خوامت...

عاطفه بهشهري فكر بد نكن ...

اين همون جمع سابقه اگه بخواي بهترم ميشه مي خواي؟