سلام به دوستای  گلم که برام واقعاً عزیزید. ببخشید اگر بی خبرتون گذاشتم و باعث ناراحتی شدم. یه جورایی با خودم خلوت کرده بودم.

ممنونم ازتون که اینقدر خوبید. اما بادنجون بم آفت نداره. نگران من نباشید.

سودابه عزیز نوشت قهر، باید بگم که اصلاً اینطور نیست. قهر از کی و چرا؟؟؟ ماه تیسای عزیز نوشت نامهربان، باید بگم که من هیچوقت مهربون نبودم. شاید داشتم اداشو در میاوردم. الان هم به واقعیت خودم که همون نامهربونی بود برگشتم.

من به خاطر اونی که شما اسمشو گذاشتید یه احمق! میدون رو خالی نکردم. ترسی ندارم و در خودم ضعفی احساس نمیکنم. ترس مال کسیه که ضعفی داره. اگر تصمیم گرفتم نظرات رو تاییدی کنم برای این بود که نمیخواستم کسی درگیر مشکل من بشه و اگر هم تصمیم گرفتم نباشم دلیل داشت.

تا به حال هر تهمت و توهینی بوده مستقیماً به شخص من بوده. اما حالا گویی بازی عوض شده و داره پای بقیه به این داستان  باز میشه. ترجیح میدم نباشم تا توهینی هم متوجه کسی نباشه. حتی برای ثانیه ای دلم نمیخواد کسی به خاطر من اذیت و یا ناراحت بشه.

سودابه عزیز، میدونم که شما جواب اون رو تو وبتون دادین. ناراحتی من هم از همینه. اینکه چرا باید بیاد و تو وب شما چیزی بنویسه که هم باعث ناراحتی شما بشه و هم اینکه شما مجبور شین جوابشو بدین. واقعاً شرمنده ام.

عاطفه عزیز، نوشتی بد جور مورد تهمت قرار گرفتم. اما من تهمتی ندیدم. فقط توهین بود. خوشحال میشم اگه کسی بیاد و به من جرم من رو بگه. گو اینکه تا اینجا فهمیدم جرمم چیه. ظاهراً من به جرم مهربونی محکوم شدم. به این محکوم شدم که اینقدر برای دوستام وقت میذارم و بهشون محبت میکنم که در اونها حس بدی ایجاد میکنه. اما بخدا من نمیدونستم که این گناهه. اگر محبتی بوده بی منظور بوده.

با خیلیاتون تو این مدت از نزدیک در ارتباط بودم. نمیدونم که چطور من رو شناختید؟ اما سعی کردم که حتی اگر اولین دیدارمون، آخرینش هم هست از خودم خاطره بدی براتون بجا نذارم. سعی کردم که از حدم خارج نشم و کاری نکنم که یه روز متهم به چیزی بشم. نمیدونم که تو این راه چقدر موفق بودم. آیدا، عاطفه، بانو و ماه تیسا بهتر میتونن در اینمورد نظر بدن.

داداش سعید گلم، تو هنوزم محرم منی و میدونی که چقدر دوستت دارم. هر وقت هم که خواستی قدمت رو چشم. قصد ناراحتیت رو نداشتم. گوشیهام رو هم خاموش کردم که خدای نکرده پای تلفن دچار گناه بزرگ دیگه ای نشم. فکر میکنم همین مقدار عذاب وجدان برای از پا درآوردنم بس باشه.

خواهشم از همتون اینه که نظرات عاصی یا ....... رو از وبتون پاک کنید. فقط کلاس وب شما رو پایین میاره. در شان شما نیست که با یه سایه درگیر بشید. اگر قراره کسی بابت چیزی جوابگو باشه اون منم.

از دوست مهربونی هم که به اشتباه نظرم به این بود که میتونه عاصی و ...... باشه معذرت میخوام. امیدوارم درکم کنه.

فکر میکنم که با نبود من این مشکل حل بشه. همونطور که مدتی نبودم و خبری نبود. به وجود دوستایی مثل شما افتخار میکنم. حتی به وجود اونایی که ندیدمشون. امیدوارم که جمعتون همیشه جمع بمونه. بقول یه دوست خوب، ایشالا نه توی دنیای دروغین و مجازی نت، که تو دنیای واقعی برای هم دوستای خوبی باشید. همونطور که برای من همیشه واقعی بودید، هستید و خواهید موند.

                                                                                  دوستتون دارم - آرش